چپق مجلسی

_ ناز نفس چپق‌کش شماره یک
_ ناز شصتش باید بگی
_ سبابه
_ نه برادر من، شصت و سبابه
_ چرا؟
_ آیکیو برای اینکه هربار دستش رو باید اینقدر دراز می‌کرده تا برسه به اون کاسه گلی، وزنش‌م تو خودت حساب کن دیگه
_ ولی خب، اون که خدم و حشم داشته؛ یکی برای سرش، یک هم بدنه
_ یه ذره مغزت رو به کار بنداز داداش. تو مسابقۀ چپق‌کشی که دیگه نمی‌تونسته خدم‌وحشم ببره
_ تو مسابقه، دودِ یارو مهمه‌ دیگه. فرق می‌کنه یه کیف‌کش داشته باشه یا صدتا؟
_ نه آقاجان، گوش بده به من؛ ۴۰نمره‌اش فقط برای کاسه پُرکنی بوده، کم‌مهارتی نیست به هر حال، ۳۰نمره برای درست‌ تو دست‌گرفتنش، ۴۰تاش هم برای دود و دمش
_ ۱۰تا هم برای تا ته‌کشیدن باشه، خوب نیست؟
_ ده‌دهم و یه‌درصد؛ اگه ته توتونم در می‌آورد که ده‌دهم و نوددرصد
_ مسابقه کجا برگزار می‌شده؟
_ تو مجلس‌
_ پس مجلسی‌ بوده؟
_ آره، تو مهمونی دور هم می‌نشستند، هر کدوم یه پک می‌زدند و بده بغلی
_ بازی جرأت-حقیقت مگه نبود؟
_ بی‌خیااال! جرأت‌شون همین توتون بوده دیگه برادر من… جرأت به این سنگینی‌، ضرر خالص برای سلامت
_ چه جالب، بعد تهویه‌اش رو‌ چی می‌کردند؟
_ اونا که همیشه برق داشتند
_ اون کاسه چینی‌ها چی؟ با برق خراب نمی‌شده؟
_ آخری رو می‌گی؟ اونا مخصوص سَفره دیگه؛ برای لب ساحلی، اَمریکنی، یوروپی. می‌بینی که شماره یک درازه، تو‌چمدون‌‌شون جا نمی‌شده
_ نمی‌تونستند با اره دو نصف کنند؟ نصف یه چمدون، نصف یکی دیگه؟
_ این کار رو ‌کردند
_ خب؟
_ هیچ‌‌چی دیگه پیپ شدند، برگشتند
_ اِ؟ بعد چی شد؟
_ هیچ‌چی دیگه، چپق‌کشی جاش رو داد به پیپ‌کشی
_ یعنی ما الکی‌الکی اصالت‌هامون رو فراموش کردیم؟
_ تقصیر مردمه دیگه، از بس چمدون‌چمدون کاسه کندند
_ اممم اره فکر کنم، تقصیر مردمه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پست‌های پیشنهادی

شبکه‌های اجتماعی